الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 30 آذر 1386
bakhtyari music

 

bakhtyari music

موزیک بسیار جالب وزیبای بختیاری

یار شی کردو مو هی سیل سره جاش ایکنوم

ایگریوم زه غمش آه ودینداش ایکنم 

تا خیالش به سروم ایزنه هر سوو ‍پسین 

اینشینوم سر چشمه گله تی داش ایکنوم 

یار با رحم تر از یار مو نیس من عالم

ار بخوا جونمه قربون دم پاش ایکنوم 

منتهی قاصد بیمروت بی اصل ونسب 

الکی حرف چپی زی من دت جاش ایکنوم 

همه شو خین ایگریوم نه ایطور که ایگون 

از وره ارس تیه خیس جلو جاش ایکنوم 

هوکه زی کاره خراب که نبینه روز خش 

تا دعامون بگره نرز یه دیگ آش ایکنوم

از اول تقصیر مو بی دل بتو بستوم

تو بت سنگین دلی موبت پرستوم

کی خوی بیای دیارم یو بیده روزگاروم

شو تا سحر بیارم   ای گل نازوم

موبی تو خو نداروم   تو دادی بیقراروم

کار به کسی نداروم بگو چه سازوم

هر روزکه ایخوی بیای بهانه سیم ایاری

یه روز مثل عسلوار یه رو چی زهر ماری

تویی کس بی کسونوم ولا دردت بجوونم

سی دل تو ایخونوم همه نیازوم

 موعاشق تیاتوم هر جا بری مو پاتوم

تا سر ره فزاتوم ای سرو نازوم

پلات مثله کمنده بیتو دلت ایبنده

قلب تو مثله برده سی تو ایسازوم

 چند ساله آذگاره خین منه شیشه کردی

درخت زندیمه قطع به ضرب تیشه کردی

نظر فراموش نشود  ..

اگر برایتان جالب بود نظر بدهید تا از آرشیو جالب بختیاری استفاده بهینه شود

لینک دانلود:::

راست کلیک و save target as

 

 http://www.filefactory.com/file/578a71/

 

 


پنجشنبه 29 آذر 1386
سزوده ها.. بی تو چکنم؟؟؟؟؟؟؟

 

دیشب نمیدانی چه گرم

سر گرم رازونیاز بودم

با خیالت

دیشب با خیا لت گفتگو ها داشتم

داغ داغ

در شب گفتگو ها ورازها با خیالت داشتم

ناگاه

شکست!!!!

شکست!!

بغضم در این رازها و گفتگوها

امان از بغض بد موقع

گفتگو ها تر شدند

رازها هم بر ملا

امان از بغض بی موقع

 

دیشب که آمدی.

 همه چیز شکوفا شد

حتی گلهای خشک گلدان دلم

حتی گلهای غمم

غم رفت و تاریکی هم

آمدی کنارم نشستی

به من زل زدی

با چشمان خیسم

و هق هق آهنگینم

برایت  شروع به سخن گفتن کردم

گفتم که بی تو چکنم

گفتم که دلم برایت تنگ شده

گفتم که تو همراه منی

گفتم که تو مال منی

اشک در چشم تو لرزید

شب بر عشق تو گریان شد

لحظه ها ی درد میگذشت

اما بی درد

با دستان بی جانم قطره اشکی

که  روی گونه ات جاری شده بود را

پاک کردم

با چشمان زیبایت

که دنیایی از عشق بودو امید

روشنایی بود و نوید

با من سخن گفتی

گفتی:اما بی صدا

سکوت سکوت سکوت

وسکوت کردی

اما سکوت عاشقانه ای بود و قشنگ

پر از خاطره

پر از عطر خوشبوی بودنت

گفتم دوستت دارم .

 

خیال نکن که بی خیال از تو و روزگارتم

ای که با ناز نگاهت     دلم و دیونه کردی

پا گذاشتی توی سینم     توی قلبم خونه کردی

ای که وقتی تو رو دیدم     دل تنهام زیر و رو شد

با تو بودن تو رو داشتن     واسه من یه آرزو شد

طفلی قلب عاشق من     به خودش میگفت همیشه

آرزوی  با  تو  بودن      یه روزی راست راسی میشه

ولی آرزوم بزرگ بود     تو به یاد من نبودی

من با تو بودم همیشه     ولی تو با من نبودی 

تا تو رد می شدی قلبم     از تو سینه کنده میشد

میومد پشت چشمامو     منتظره یه خنده میشد

تو که اخم میکردی سنگدل     قلب عاشقم می ترسید

همش از ترس جدایی     حیونی دلم میلرزید

من که عاشق تو بودم     چرا عشقم رو ندیدی

مدتی هست در آزارم و میدانی تو

به کمند تو گرفتارم و میدانی تو

از غم عشق تو بیمارم و میدانی تو

داغ عشق تو بلب دارم و میدانی تو

 

شده ای همه هستی وزندگی من

نمیدانی تو ؟؟؟؟

 

 i love you

 


چهارشنبه 28 آذر 1386
غمگنانه های دل..

 

زیبایى دنیا را
تنها آن لحظه که به چشمان تو نگریستم دریافتم ؛
و از آن پس هیچ لحظه اى از عمرم بدون اندیشه تو سپرى نشد .
اگر عمر من تنها یک شب باشد ،
آرزو دارم همان یک شب را با تو بگذرانم .
عزیز من !
این دنیا تنها هنگامى زیباست ، که در کنار تو باشم ...

پرواز در هواى خیال تو دیدنى ست
حرفى بزن که موج صدایت شنیدنى ست
شعر زلال جوشش احساس هاى من
از موج دلنشین کلام تو چیدنى ست
یک قطره عشق کنج دلم را گرفته است
این قطره هم به شوق نگاهت ، چکیدنى ست
خم شد ؛ شکست پشت دل نازکم ولى
بار غمت ... عزیز تر از جان ... کشیدنى ست
من در فضاى خلوت تو خیمه مى زنم
با بال هاى عشق تو پرواز دیدنى ست

 

غمینم و تنها
به خلوت شبها
شکسته دلم را
جدایی تو

چوشعله لرزان

چو آتش سوزان

شرر زده بر جان جدایی تو

نه برق امیدی
نه نور نویدی
نه صبح سپیدی
در این شب غم
به جان زده آذر

قرار تودیگر

دلم شده یک سر لبالب غم

چه چاره کنم با جدایی تو

در آتش آهم دو دیده به راهم
که بی تو اسیر سکوت شبم
بیا به کنارم ببین شب تارم
بیا که دگر جان بود به لبم
آتشی زده در دل من به خدا
از برای دلم شده درد و بلا
جدایی تو

 


سه شنبه 27 آذر 1386
دلم برات تنگ شده ...

دلم برات تنگ شده جونم

تو هستی تمام هستی و مستی و راستی و تمام قصه من
تو هستی سنگ صبورم و نگاه دورم و لبهای بسته ی من

بغض ترانمو شکستم
میخوام بگم عاشقت هستم
توعین ناباوری یک شب
خالی گذاشتی هر دو دستم

بی تو میمیرم

وقتی نیستی کنارم
غمگین و بیقرارم
مثل یه ابر تیره
دلم میخواد ببارم

 

 


   1      2      3      4      5      6    >>
عناوین آخرین یادداشت ها

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید

نام کاربری