الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 9 دی 1386
اسیر ... سروده
 

 

هست اسیر تو دلم بی تو کجا روم کجا ..

بی تو کجا روم کجا

با تو سرشته شد گلم بی تو کجا روم کجا

بی تو کجا روم کجا؟

تیغ بنه به نای من

بندبه هر دو پای من

 پاسخ هر چرای من

بی تو کجا روم کجا

بی تو کجا روم کجا

شمع و چراغ من تویی

لاله و باغ من تویی

گلشن و راغ من تویی

بی تو کجا روم کجا

 

 

ای تو مراد عاشقان

فتنه پاک هر زمان

راز شکفتن جهان

بی تو کجا روم کجا

حرف تو را شنیده ام

سوی تو پر کشیده ام

عشق تو بر گزیده ام

بی تو کجا روم کجا

نقره ماهتاب من

عشوه  نور ناب من

کعبه آفتاب من

بی تو کجا روم کجا

 

پرستو ها همه رفتن

پرستویی نمانده

کبوتر ها همه رفتن

تمام اشکها خشکید

تمام خنده ها غم شد

تمام خواهشها تمام تورا خواستنها

همه چو آه سرد

بی جواب ماند

ماند بر دل

ماند بر لب

همه آهها در سینه پنهان شد

گوئیا حبسند در سینه

درون شهر بی نام ونشان من

پائیز

غم انگیز است و طولانی

 

 

نمیدانم بهاری خواهد آمد

نمیدانم دگر عاشق بلبلان

در گلزار خواهند خوا ند

عجب صبری خدا دارد

عجب تابی . توانی که من دارم

که من دارم.

فقط ای رهگذر ..

اگر دیدی نگارم

که جان را برایش

هیچ میدانم

بگو با سوز و آهی بیکران

سخن دل را با او

که غمگینم

که غمگینم

به فریادم رس....به فریادم رس

به بهانه تو فقط زنده ام

 

 

یکشب از بس  سخن عشق توگفت بیرون اوردمش از سینه گذاشتم زیر پا م

زیر پام زمزمه نام تو  میکرد  و بهم گفت تو رو میخواد تورو میخواد چی بگم

چی بگم ؟؟؟؟

تو رو میخواد......

 

 

 

 
                                           
 

عناوین آخرین یادداشت ها

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید

نام کاربری