مجموعه دروغها Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 27 فروردین 1387
سروده..............

آمد بهار اما دلتنگیهای من. هنوز هست

آمد رستخیز طبیعت اما روح  من. غمگین هنوز هست

آمد شادی کنان بلبل مست  اما

گل من در غنچه هنوز هست

آمد سبزه به باغ  اما رنگ خزانیم هنوز هست

آمد باران بهاری نشست به روی تنم

اما خشکسالیم هنوزهست

آمدروشنایی در همه عالم اما

اما پیوند تاریکیم هنوز هست

 

تو اگر طلوع خود را به جهان بگسترانی

ازهمه روی چو ماهت نظری به من رسانی

غم وغصه و ملامت

گریه و اشک ندامت

همه افکنم به سویی

زنم از شوق تو فریاد

به جهان کنم سروری

چه خوش است آنگه که رسد بهار زیبا

بزند به باغ بلبل چهچه و غنای زیبا

 

ای غزلواره عشق

ای روح نسیم

 ای پاکی هر نغمه شاد

ای که ماندی جاوید

تو در این سرخ شفق

ای غریب آشنا

ای تو ماندنی ترین

ای آمده از سوی وفا

ای تو بهترین نگاه

ناب ترین

قصه عشق

ای تو اولین طلوع

بمان نرو

ای تو بهترین شروع

بیا بمان

برای من که خسته ام

خسته از این در بدری

خسته از این بی یاوری

بی همدمی

بیا بیا

بیا بمان

بمان نرو


عناوین آخرین یادداشت ها

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید

نام کاربری