الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 16 آذر 1386
نهایت دلتنگی......سروده

 

دلم گرفته تر از روزهای بارانی است
فضای سینه چو پاییز سرد و طوفانی است

مبین تو ظاهر آرام دل که چون گرداب
ز غم پر است طوفانیست. میدانی؟

 

مبین تو ظاهر  آرام و خندان مراچانا

 غم عشق .چنان برده زدل تاب.که نمیدانی

 چنان میبارم از چشمم دمادم اشک خونین

چنان آه جگر سوزی کشم هردم من از دل

چنان در هجر ودوری غرق غرقم

چنان با این غم سنگین دوری در نبردم

چنان گریانم و نالان چنان افغان کنم هر دم

که دیگر چند روزی تا پریدن از قفس باقی نمانده

باقی نمانده

 مرا دریاب ....

مرا دریاب..

 


چهارشنبه 14 آذر 1386
چشم به راه

منتظر موندم براهت تا همیشه

چشم به راهت مونده بودم پشت شیشه

وای اگه فردا بیاد

باز تو نیایی

میخوام داد بزنم از این جدایی

از این جدایی

دیگه مردم ..

دیگه مردم

چقدر تو بی وفایی

مگه من با تو بد کردم خدایی

هر چی می خوای بگی بگو

اما نگو دوست ندارم

هر کار میخوای بکن

ولی.....

بگو نمیری از کنارم

تورا خدا مثه غریبه ها

دلم رو هی نر نجون

بخدا من میمیرم از این جدایی

بخدا من میمیرم اگه نیایی


یکشنبه 11 آذر 1386
اینجا هوا پر از غمه

 

سلام بهونه قشنگ من برای زندگی
آره باز منم همون دیوونه ی همیشگی

فدای مهربونیات چه میکنی با سرنوشت

دلم برات تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت

حال من رو اگه بخوای رنگ گلای قالیه

جای نگاهت بد جوری تو صحن چشمام خالیه

ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر از غمه

از غصه هام هر چی بگم جون خودت بازم کمه

دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون

فریاد زدم یا تو بیا یا من و پیشت برسون

فدای تو! نمی دونی بی تو چه دردی کشیدم

حقیقت رو واست بگم به آخر خط رسیدم

رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی

قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی
نمی دونی چه قدر دلم تنگه برای دیدنت
برای مهربونیات نوازشات بوسیدنت
به خاطرت مونده یکی همیشه چشم به راهته
یه قلب تنها و کبود هلاک یه نگاهته

من می دونم همین روزا عشق من از یادت میره

عکسای نازنین تو با چند تا گل کنارمه
یه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه

تنها دلیل زندگی با یه غمی دوست دارم

داغ دلم تازه میشه اسمت و وقتی می آرم
وقتی تو نیستی چه کنم با این دل بهونه گیر

مگه نگفتم چشمات رو از چشم من هیچ وقت نگیر

حرف منو به دل نگیر همش مال غریبیه

تو رفتی و من غریب شدم چه دنیای عجیبیه

زودتر بیا بدون تو اینجا واسم جهنمه

اگه بخوام برات بگم شاید بشه صد تا کتاب
که هر صفحه ش قصه چند تا درده و چند تا عذاب

می گم شبا ستاره ها تا می تونن دعات کنن

نورشونو بدرقه پاکی خنده هات کنن

یه شب تو پاییز که غمت سر به سر دل می ذاره
مریم همون کسی که بیشتر از همه دوست داره



پنجشنبه 8 آذر 1386
جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد

بیا که بی تو دل خونه

جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد
 

 


<<    5      6      7      8      9      10      11      12      13      14    >>
عناوین آخرین یادداشت ها

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید

نام کاربری