نهایت دلتنگی......سروده

 

دلم گرفته تر از روزهای بارانی است
فضای سینه چو پاییز سرد و طوفانی است

مبین تو ظاهر آرام دل که چون گرداب
ز غم پر است طوفانیست. میدانی؟

 

مبین تو ظاهر  آرام و خندان مراچانا

 غم عشق .چنان برده زدل تاب.که نمیدانی

 چنان میبارم از چشمم دمادم اشک خونین

چنان آه جگر سوزی کشم هردم من از دل

چنان در هجر ودوری غرق غرقم

چنان با این غم سنگین دوری در نبردم

چنان گریانم و نالان چنان افغان کنم هر دم

که دیگر چند روزی تا پریدن از قفس باقی نمانده

باقی نمانده

 مرا دریاب ....

مرا دریاب..