مست مستم ..سروده

 

اشک چشم وناله های دل من

همه از مهارت غمزه توست

شب نخفتنهای من با سوز و آه

یادی از چهره دلربای توست

روز و شب در زاریم از دوریت

دیده سیل آساست از نادیدنت

تا که روحم سوی تو پرواز کرد

راحتی . آسایشی آغاز کرد

نا که گشتم ذوب در آن بیکران

جسم و روح و هستیم بر باد رفت

مست مستم ساقیم دستم بگیر

دستگیرم باش دستم بگیر ای هستی ام

 

 

چی بگم وقتی که این دیوونه دل بهانه میگیره تو رو می خواد چی بگم

چی بگم وقتی که  سر میزنه بر دیوار سینه تو رو میخواد

چی بگم وقتی که این خون شده از دست تو

 هر شب تا سحر  فکر توو ذکر توو سودای تو داره تو رو میخواد چی بگم

صبح تا شب پشت گوشش قصه جور و ستم وظلم تو میگم

قصه آخر نرسیده تو رو میخواد تو رو میخواد چی بگم

یکشب از بس  سخن عشق توگفت بیرون اوردمش از سینه گذاشتم زیر پا م

زیر پام زمزمه نام تو  میکرد  و بهم گفت تو رو میخواد تورو میخواد چی بگم

چی بگم ؟؟؟؟

تو رو میخواد......