زندگی ای سر تا بپا اندوه و درد
زندگی ای راز و رمز آه سرد
زندگی ای سینه ات بس تنگ تنگ
زندگی ای آرزوهای قشنگ
زندگی ای ارمغانت درد و رنج
زندگی ای با تو اما هیچ تو
زندگی ای خفته مارپیچ تو
زندگی ای درد و عذاب رنگ رنگ
زندگی ای سایه هر درد و جنگ
یارب این اندوه و درد و آه سرد
یارب این آرزوهای قشنگ
در سینه های تنگ تنگ
یارب این سایه های درد و جنگ
این خفته بسان مار واما خوش رنگ رنگ
بر کدامین اصل هستی ساز شد
بر چه فقهی پایه اش بنیان شد
بر کدامین خواستنهای بشر اهدا شد
وه که میدانم همه بدبختی است
بد برای بخت خواندن عادت است
وه که میدانم بشر این ناسپاس
قد خود را با کژی ها کرده راست
لیک غافل گشته ازاحوال خود
سوی نابودیست خود اما بخفت
