
می نویسم مینویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد
گریه این گریه اگر بگذارد با تو از روز ازل خواهم گفت
فتح معراج غزل کافی نیست باتو از اوج غزل خواهم گفت
مینوسم همه ی هق هق تنهایی را
تا تو از هیچ به ارامش دریا برسی
تا تو در همهمه همراه سکوتم باشی
به حریم خلوت عشق تو تنها برسی
می نویسم مینویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد

مینویسم همه ی با تو نبودن ها را
تا تو از خواب مرا به با تو بودن ببری
تا تو تکیه گاه امن خستگی هام باشی
تا مرا باز به دیدار خود من ببری
می نویسم مینویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد

تیشه فرهاد دلی دریاوار
درد شیرینو به خاطر بسپار
چک چک نورو از سقف بازار
دیروز دورو به خاطر بسپار
شمعی روشن کن پای هر دیوار
سایه هامونو به خاطر بسپار
شهزاده عشق سراپا ایثار
از آتش گذشت به خاطر بسپار
بودن یعنی عشق غربت یعنی درد
ای درد کهنه از این جا برگرد
شکل گریه نیست گریه زیر لب**
گریه در رگبار به خاطر بسپار
ای تو از جنس گل ابریشم
نام تو یعنی تکرار شبنم
بی تو می ترسم وقت سرودن
با تو گود می ره شهامت من
تا دریا دریاست رودی جاری باش
تا عاشق تنهاست شعری کاری باش
دستامو بگیر ای خوب نایاب
بگو از مهتاب از فتح مرداب
بودن یعنی عشق غربت یعنی درد
ای درد کهنه از این جا برگرد
آوازم در خود از صدا افتاد
به خاطر بسپار به خاطر بسپار


در یک شب زمستونی
که سرما داشت غوغا میکرد
میزد به مغز استخوان
آبها همه یخ بسته بود
اشک همه پشت بومها
به شکل قندیل شده بود
درخت عریون حیاط
انگار که زندون شده بود
یخ زده بود
پرنده ای نه رو زمین نه تو هوا
پر نمیزد
هیچکس نبود
حیونای ولگرد هم
اصلا پیداشون نبود
خلاصه
شب خیلی سردی بود
ساکت و آروم شده بود
ثانیه های زمستونی
دلگیر و خسته شده بود
ماه شب زمستونی
من اون شبو بیدار بودم
خواب به چشمم نمی اومد
فکر تو حتی نمیذاشت
یک لحظه آروم بمونم
دلم برات تنگ شده بود
دلم هواتو کرده بود
نمی تونستم بخوابم
نمی تو نستم عزیزم
یه لحظه بی تو بمونم

نشسته بودیم من و عشق
با همدیگه حرف میزدیم
در پشت یک پنجره که
رو بسوی تو باز میشد
هوا که خیلی سرد بود
با یاد تو گرم میشدیم
انگار زمستونی نبود
دلم میخواست صدات کنم
داد بزنم هوار کنم
هستی مو زیر پات کنم
فدای تو کنم تن و
قربو نی خنده هات کنم
دلم میخواست اینجا بودی
اینجا تو در کنار من
اما که حیف نبودی و
منم اسیر لحظه ها
دلگیر از این روز و شبها
از بس دلم تنگ شده بود
از بس دلم تو سینه
داشت هوار میکرد
طفلی دلم خون شده بود
تو رو میخواست
پنجره رو باز کردم و
تا آخرین حد صدا
تا اونجا که رمق بهم اجازه داد
کردم صدات
کردم صدات
یک دفعه موج سرما
زنجیر ها رو دریدن و هجوم آوردن تو خونه
سیلی زدن به صورتم
که هی فلانی...
......خفه
نمیدونی که تو عجب
بگو مگویی بود
دعوایی بود با سرماها
با سرماها که تازیانشون
به عمق استخوان میرفت
صدای گرم و بی رمق
رفت به اوج آسمون
نمیدونم نمیدونم
عزیز من
شنیدی تو اون شب اون صدا
اما شنیدن همه ء
اشک چشم پشت بومها
یکی یکی شکستن و
ریختن پای ناودونیها
ناو دونا که خشک بودن با
بلور عشق مثل یه بغض تو سینشون
تا فهمیدن که اشکها
برای من
برای تو
ریخته شدن
تا با ما همزبون بشن
بغض تو سینشون وا شد
کنده شد و اومد بیرون
عجب صدایی شده بود
این بغضهای غمبار عشق
آره عزیز دل من
هر شب من
اینجوریه
با یاد تو صفائیه
بیداریه ...
بیداریه..
رو به خدا هم عزیزم التجائیه
دعائیه
دلم برات تنگ شده . دلم برات تنگ شده



یک شب که بغض سنگینی
روی دلم نشسته بود
یک شب که آه لرزونی توی
صدام نشسته بود
یک شب که هیچ ستاره ای
تو آسمون پیدا نبود
تو اومدی بخواب من
تو اومدی بخواب من
با یک سبد گلهای ناز
گلهای مریم سفید
گذاشتیشون گلها رو
بروی طاقچه دلم
گفتی ببین این گلهارو
چه خوشگلن
چه با صفان
عطر اونا رفته تا عرش کبریا
اینها همه امانتن
که میزارم تو فلب تو

بپا یه موقع گلامون
پر پر نشن
خشک نشن
پژمرده و بی رنگ نشن
یه موقع پائیزی نشن
سرما و گرما اونها رو
یه موقع دلگیر نکنه
بعد اومدی
با دوتا دست
با دو تا دست مهربون
آروم جون
از چشم من از چشمه زلال من
اونها رو سیراب کردی و
گفتی دیگه باید برم
فقط میگم جون تو و گلهای مریم سفید
حالا منم و این گلهای
خوشگل و ناز نازیمون
حالا منم که مردونه
قول دادم و موندم بجا
اما میخوام تو بدونی
اگه یه روزی
تو اومدی
دیدی که گلهامون
خشک شدن
زرد شدن
پژمرده و بی رنگ شدن
پائیز اومد زد بهشون
بدون که خیلی زود تر
من رفته ام من رفته ام
بار سفر رو بسته ام
من مرد ه ام من مرده ام


من از خدا خواستم
نغمه های عشق مرا به گوشت
بر ساند تا لبخند مرا
هر گز فراموش نکنی و
ببینی که سا یه ام به
دنبا ل توست .


وسایه به سایه تو
تا هر گز
نپنداری تنهایی
ولی اکنون تو رفته ای
من هم خواهم رفت
فرق رفتن تو با من این
است که من شاهد رفتن تو هستم

من شاهد رفتن تو بودم
ودیدم که جانم به لبم رسید
اما نمیدانم ....................
بعد از آن.......
من شاهدرفتن خویشم
من شاهد تمام شدن خود هستم
من میبینم که چگونه اطرافیان
از چشمان خود اشک میریزند
و رفتنم را با همدیگر به نجوا نشسته اند
من شاهد خنده های بعد شان هستم
من رفتم اما...
در فکر بعضی دیگر شاید ....
چند روزی بیشتر دوام بیاورم
اما دیگر
نیستم
تمام شد ...دفتر بسته شد






یاور همیشه مومن: داریوش اقبالی
ای به داد من رسیده ، تو روزای خود شکستن
ای چراغ مهربونی ، تو شبای وحشت من
ای تبلور حقیقت توی لحظه های تردید
تو شبو از من گرفتی ، تو منو دادی به خورشید
اگه باشی یا نباشی ، برای من تکیه گاهی
برای من که غریبم ، تو رفیقی ، جون پناهی
یاور همیشه مؤمن ، تو برو سفر سلامت
غم من نخور که دوری برای من شده عادت
ناجی عاطفه ً من ، شعرم از تو جون گرفته
رگ خشک بودن من ، از تن تو خون گرفته
اگه مدیون تو باشم ، اگه از تو باشه جونم
قدر اون لحظه نداره ، که منو دادی نشونم
وقتی شب ، شب سفر بود توی کوچه های وحشت
وقتی هر سایه کسی بود واسه بردنم به ظلمت
وقتی هر ثانیه شب ، طپش هراس من بود
وقتی زخم خنجر دوست ، بهترین لباس من بود
تو با دست مهربونی به تنم مرهم کشیدی
برام از روشنی گفتی ، پرده شبو دریدی
یاور همیشه مؤمن تو برو سفر سلامت
غم من نخور که دوری برای من شده عادت
ای طلوع اولین دوست ، ای رفیق آخر من
به سلامت سفرت خوش ، ای یگانه یاور من
مقصدت هرجا که باشه ، هر جای دنیا که باشی
اون ور مرز شقایق ، پشت لحظه ها که باشی
خاطرت باشه که قلبت سپر بلای من بود
تنها دست تو رفیق دست بی ریای من بود
یاور همیشه مؤمن تو برو سفر سلامت
غم من نخور که دوری برای من شده عادت
لینک دانلود موزیک
راست کلیک save target as
http://h1.ripway.com/rasool/music/darioush

http://h1.ripway.com/rasool/music/Siavash-Maryam.mp3
مریم حیدر زاده
http://h1.ripway.com/rasool/music/Maryamh6.mp3
هومن
| Hooman-MaryameSepid.mp3 |
الهه مریم جان
http://h1.ripway.com/rasool/Elaaheh-MaryamJaan.mp3
علیرضا قربانی
http://h1.ripway.com/rasool/music/TasnifeOrchestraII[1].mp3
مرضیه : بیتو کجا روم کجا؟

عشق ، تن به فراموشی نمی سپارد
مگر یک بار برای همیشه .
جام بلور ، تنها یک بار می شکند
.......................................................
قلبت را خالی نگه دار اگر هم یه روزی خواستی
یکنفر را در قلبت جای دهی
به او بگو که تو را بیش تر از خودم وکمتر از خدا دوست
دارم زیرا که به خدا اعتقاد دارم وبه تو نیاز دارم

من بی تو، یه ناتمومم **** من بی تو، یه نیمه جونم
دور از تو، نزار بمونم **** من بی تو... نه، نمی تونم

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق
که نامـــــی خوشتر از اینــــــــــت ندانم
وگر_هر لحظه_رنگی تازه گیــــــری
به غیر از زهـــــــــــــر شیرینت نخوانم

بر موج غم نشسته منم در زورق شکسته منم ای ناخدای عالم
تا نام من رقم زده شد یکباره مهر غم زده شد بر سرنوشت آدم
ساغرم شکست ای ساقی رفته ام ز دست ای ساقی


گفتی:" دور مرا خط بکش?" کشیدم...حالا تو در محاصره ی منی
دلم همچو اسمان،پرازابرهای بارانیست،

خیالم چون پرنده های وحشی مهاجر
هر لحظه
بسویت پر میزند
نه.. نه
برایت پر پر میزند
در هوای دوریت
چو ابری سرگردان و تیره
از دو چشمش
سیل میبارد
چنان میکوبد این دل سر به سینه
چنان فریاد دارد
چنان درخود تمنای تودارد
چنان میخواند او
آواز جانسوز
که رحمش میکند
اشقی ترین اشقی
چنان نجوای تو هر دم میکند با من
چنا ن شعر و غزل گویدجگرسوز
چنان این حزن واندوهش بیشمار است
که دیگر هیچ امیدی ندارد
که دیگر روز او چون شام تار است
که دیگر روشنایی چون سراب است
که دیگر بخت او در زیر خاک است
بیا ای مهربان بیا ای قاصد گلها
بیا ای آنکه با تو به اعلا میرسم
بیا ای آنکه بی تو هیچ هیچم
بیا بیا که گر نیایی
افسوس ...افسوس....افسوس

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم
بهوش بودم از اول که دل بکس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم
حکایتی ز دهانت بگوش و جان من آمد
دگر نصیحت مردم حکایت است بگوشم
مگر تو روی بپوشی و فتنه باز نشانی
که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم

ای آن که گاه گاه ز من یاد می کنی
پیوسته شاد زی که دلی شاد می کنی
گفتی: «برو!» ولیک نگفتی کجا رود
این مرغ پر شکسته که آزاد می کنی
پنهان مساز راز غم خویش در سکوت
باری، در آن نگاه، چو فریاد می کنی
ای سیل اشک من! ز چه بنیاد می کنی؟
ای درد عشق او! ز چه بیداد می کنی؟
نازک تر از خیال منی، ای نگاه! لیک
با سینه کار دشنه ی پولاد می کنی
نقشت ز لوح خاطر سیمین نمی رود
ای آن که گاه گاه ز من یاد می کنی.


هست اسیر تو دلم بی تو کجا روم کجا ..
بی تو کجا روم کجا
با تو سرشته شد گلم بی تو کجا روم کجا
بی تو کجا روم کجا؟
تیغ بنه به نای من
بندبه هر دو پای من
پاسخ هر چرای من
بی تو کجا روم کجا
بی تو کجا روم کجا
شمع و چراغ من تویی
لاله و باغ من تویی
گلشن و راغ من تویی
بی تو کجا روم کجا

ای تو مراد عاشقان
فتنه پاک هر زمان
راز شکفتن جهان
بی تو کجا روم کجا
حرف تو را شنیده ام
سوی تو پر کشیده ام
عشق تو بر گزیده ام
بی تو کجا روم کجا
نقره ماهتاب من
عشوه نور ناب من
کعبه آفتاب من
بی تو کجا روم کجا

پرستو ها همه رفتن
پرستویی نمانده
کبوتر ها همه رفتن
تمام اشکها خشکید
تمام خنده ها غم شد
تمام خواهشها تمام تورا خواستنها
همه چو آه سرد
بی جواب ماند
ماند بر دل
ماند بر لب
همه آهها در سینه پنهان شد
گوئیا حبسند در سینه
درون شهر بی نام ونشان من
پائیز
غم انگیز است و طولانی

نمیدانم بهاری خواهد آمد
نمیدانم دگر عاشق بلبلان
در گلزار خواهند خوا ند
عجب صبری خدا دارد
عجب تابی . توانی که من دارم
که من دارم.
فقط ای رهگذر ..
اگر دیدی نگارم
که جان را برایش
هیچ میدانم
بگو با سوز و آهی بیکران
سخن دل را با او
که غمگینم
که غمگینم
به فریادم رس....به فریادم رس
به بهانه تو فقط زنده ام

یکشب از بس سخن عشق توگفت بیرون اوردمش از سینه گذاشتم زیر پا م
زیر پام زمزمه نام تو میکرد و بهم گفت تو رو میخواد تورو میخواد چی بگم
چی بگم ؟؟؟؟
تو رو میخواد......



راست کلیک و save target as
| Gozashte (Moein).swf | 914.93 KB | Download |
| Hamzad (Googoosh).swf | 814.78 KB | Download |
| (Fereydon Foroghi).swf | 1.45 MB | Download |
| To Mahshari (Omid).SWF | 867.91 KB | Download |
| Niaz (Fereidon Foroghi).swf | 859.05 KB | Download |
| (Fereydon Moshery).SWF | 330.24 KB | Download |
| Age to bery(Siavash Ghomeishi).swf | 833.35 KB | Download |
| baavaram kon(Moein).swf | 931.43 KB | Download |
نظر یادتون .....

اشک چشم وناله های دل من
همه از مهارت غمزه توست
شب نخفتنهای من با سوز و آه
یادی از چهره دلربای توست
روز و شب در زاریم از دوریت
دیده سیل آساست از نادیدنت
تا که روحم سوی تو پرواز کرد
راحتی . آسایشی آغاز کرد
نا که گشتم ذوب در آن بیکران
جسم و روح و هستیم بر باد رفت
مست مستم ساقیم دستم بگیر
دستگیرم باش دستم بگیر ای هستی ام

چی بگم وقتی که این دیوونه دل بهانه میگیره تو رو می خواد چی بگم
چی بگم وقتی که سر میزنه بر دیوار سینه تو رو میخواد
چی بگم وقتی که این خون شده از دست تو
هر شب تا سحر فکر توو ذکر توو سودای تو داره تو رو میخواد چی بگم
صبح تا شب پشت گوشش قصه جور و ستم وظلم تو میگم
قصه آخر نرسیده تو رو میخواد تو رو میخواد چی بگم
یکشب از بس سخن عشق توگفت بیرون اوردمش از سینه گذاشتم زیر پا م
زیر پام زمزمه نام تو میکرد و بهم گفت تو رو میخواد تورو میخواد چی بگم
چی بگم ؟؟؟؟
تو رو میخواد......

