خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 20 دی 1386
مینویسم از تو

 

 

 

می نویسم مینویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد
گریه این گریه اگر بگذارد با تو از روز ازل خواهم گفت
فتح معراج غزل کافی نیست باتو از اوج غزل خواهم گفت
مینوسم همه ی هق هق تنهایی را
تا تو از هیچ به ارامش دریا برسی
تا تو در همهمه همراه سکوتم باشی
به حریم خلوت عشق تو تنها برسی
می نویسم مینویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد


مینویسم همه ی با تو نبودن ها را
تا تو از خواب مرا به با تو بودن ببری
تا تو تکیه گاه امن خستگی هام باشی
تا مرا باز به دیدار خود من ببری
می نویسم مینویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد

 

 

تیشه فرهاد دلی دریاوار
درد شیرینو به خاطر بسپار

چک چک نورو از سقف بازار
دیروز دورو به خاطر بسپار

شمعی روشن کن پای هر دیوار
سایه هامونو به خاطر بسپار

شهزاده عشق سراپا ایثار
از آتش گذشت به خاطر بسپار

بودن یعنی عشق غربت یعنی درد
ای درد کهنه از این جا برگرد

شکل گریه نیست گریه زیر لب**
گریه در رگبار به خاطر بسپار

ای تو از جنس گل ابریشم
نام تو یعنی تکرار شبنم

بی تو می ترسم وقت سرودن
با تو گود می ره شهامت من

تا دریا دریاست رودی جاری باش
تا عاشق تنهاست شعری کاری باش

دستامو بگیر ای خوب نایاب
بگو از مهتاب از فتح مرداب

بودن یعنی عشق غربت یعنی درد
ای درد کهنه از این جا برگرد

آوازم در خود از صدا افتاد
به خاطر بسپار به خاطر بسپار

 

 


عناوین آخرین یادداشت ها

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید

نام کاربری