ویندوز همراه Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 4 تیر 1387
سلام بر فاطمه بانوی آب و آیینه

روز مادر بر تمامی مادران مبارک

 

آمدی و وجود مقدست بهانه شفاعت شیعیان شد در محشر

سلام بر فاطمه بانوی آب و آیینه

خوش آمدید ریحانه النبی ای یاس کبود مدینه .همسر وفا دار ولایت

با اینکه دنیا و مردمانش میزبانان خوبی

 برای شما نبود

میلاد

 بانوی دوعالم بر فرزندان و شیعیانشان

مبارک

 


چهارشنبه 29 خرداد 1387
سروده ها .................

سلامی برآن یار دیرینه ام

سلامی بر آن بزم کاشانه ام

سلامی برآن نو گل روزگار

سلامی برآن گلشن و گلعزار

کجایی تو ای عشق

 کجایی کجا؟

کجایی تو ای یار

کجایی کجا ؟

صفایی ندارد همه زندگی

غمین است و نالان همه بندگی

جوابی نخواهم زتو ای عزیز

کلامی نخواهم زتو ای رفیق

به من حس من نغمه گوید ز تو

به من مینوازد یکی راز تو

 به من می سراید یکی شعر تو

به من گوید از تو همه راز تو

به من فاش گوید همه حال تو

همه

حال تو .

 احوال تو

ای وای من ای وای من

تا کی شود احوال من

سر گشته و حیران تو

ای وای من ای وای من

تا کی بشوید چشم من

 غمهای در فراق تو

ای وای من ای وای من

تا کی زند در سینه ام

چون طبل بر سودای تو

این قلب بی آرامشم

ای وای من ای وای من

می خوانی و میدانی و

احوال این شوریده را

تنها شدم من بی دلیل

گویا کسی تابش نبود

در سینه اش مهری نبود

شوری نبود شعری نبود

آتش زدی با هر نگاه                                                   

سوزاندی و مرحم نبود

رفتی دگر ..

خوش باشی و میخوانم وگویم تو را

سفرت سلامت

تو برو

برو

                        یاور همیشه مومن

غم من نخور که دوری

غم من نخور ....................

شده عادت.

 


سه شنبه 14 خرداد 1387
خیال ...... سروده

 

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید،

 وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید،
 وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید،
 وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید،
       
     من عاشق چشمت شدم،
 نه عقل بود و نه دلی،
چیزی نمی دانم از این
      دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن،
 دنیا همان یک لحظه بود،
 آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانت ربود،
 وقتی که من عاشق شدم،
 شیطان به نامم سجده کرد،
 آدم زمینی تر شدو
               عالم به آدم سجده کرد،
 من بودم و چشمان تو،
 نه عاشقی و نه دلی،
 چیزی نمی دانم از این
       
       دیوانگی و عاقلی
 
 

به خیال خود رهیدی

به خیال خود پریدی

به خیال خود شکستی

به خیال خود تو کشتی

هوس و شهوت مستی

اما .....

اما ..............

نرهیدی.....

نپریدی.....

نشکستی.....

تو نکشتی من بی توقع زار

اما....

تنها با گل گفتم غم خود را

تو ولی ...

تو خود شکستی..

 
 
 

جمعه 10 خرداد 1387
۱۱ خرداد ۸۶  تا ۱۱ خرداد ۸۷  یعنی ۳۶۵ روز

۱۱ خرداد ۸۶  تا ۱۱ خرداد ۸۷ 

تولد همه مبارک

 


عناوین آخرین یادداشت ها

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید

نام کاربری