سریال زنان سرسخت سریال زنان سرسخت
سریالی بسیار ریبا در ژانر درام و کمدی. برنده ۳ جایزه golden globe
مترجم متن ۱۶ زبان
سایتهای خارجی را از این پس با زبان فارسی باز کنید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 4 تیر 1388
دلا با من چه میگویی ... سروده

 

 

دلا بامن چه میگویی ؟

دلادیگرچه میخواهی ؟

دلاخونین مکن حالم

دلانالان مکن روزم !

 نمیدانی که گریانم !

 نمیدانی که نالانم ؟

 دلابامن چها کردی ؟

جفاکردی !

 چنین اشفته ام کردی

 به دریای عمر ویلان وسرکردان کردی وروزم تبه کردی!

چرا ؟چرا؟

چنین آواره ام کردی؟

توگفتی باتوهستم !

امانبودی !تو گفتی باتومیمانم

باتو ! اما نماندی !

چه شدآیا خطادیدی ؟که دامن برکشیدی ؟توراگفتم که دیگرمن نمیبخشم !!!

ولی من ناتوانم . ناتوانم

 

 


یکشنبه 31 خرداد 1388
میکشم فریاد* سروده

 

 

میکشم فریاد*

میزنم ناله*

زبس نامردمیها شوروغوغای  دگردارد*

زبس این سوزوساز زندگانی

 درحریم امن انسانی شرردارد*

کجایی ای رفیق راه؟

کجایی ای صفای گاه وبی گاهم ؟

کجایی ای همه شورم همه  شوقم همه بودونبودم؟

توباشی ناله وفریادهابی معنیست !

توباشی درحریم امن انسانی شررهاخفته وخاموش !

نه فریادی نه آوازی نه دردی ونه سیلابی !

نه اشکی آیدازرنج وتعب نه شیون ازگرفتاری !

بیاباش وهمیشه باش!! 

 

  


چهارشنبه 6 خرداد 1388
سر بزنید

 

سلام خواهش میکنم به این وبلاگ سر بزنید  

 

 

http://e-k-sh.blogfa.com 

 

تا علت دیر به دیر آپ کردن رو متوجه بشید.. 

 

 

ممنونم 

 

 

در بازی دل نگاه من مست تو بود  

هر برگ دلم شکسته پا بست تو بود  

 

 من شاه دلم را به زمین انداختم 

اما چه کنم که تک دلم دست تو بود  

...................................... 

 

چنان بر خود گوارا ساز نوش ونیش دوران را  

 

که گر تیغ از گلویت بگذردآب است پنداری 

 

 

........................................................... 


چهارشنبه 23 اردیبهشت 1388
یادت بخیر ای استاد موسیقی خداوند نو را غرق رحمت کند

یادت بخیر ای استاد موسیقی بسطامی عزیز 

 

 

                                         

درد عشق و انتظار
دارم زان شب یادگار
در آن شب سرد پاییز  

آهنگ سفر می کردی
از رهگذری محنت بین
دیدم که گذر می کردی
درد عشق و انتظار
دارم زان شب یادگار

تو رفتی و دلم غمین شد
قرین آه اتشین شد
از آن شبی که بر نگشتی
جهان که شادی آفرین بود
به چشم من غم آفرین شد
از آن شبی که بر نگشتی
در آن شب سرد پاییز
آهنگ سفر می کردی

از آن شب سرد خزان شبها گذشته
داستان باده و مینا گذشته
روزگاری بر من تنها گذشته
از آن شب سرد خزان شبها گذشته
داستان باده و مینا گذشته
روزگاری بر من تنها گذشته
تو رفتی و دلم غمین شد
قرین آه اتشین شد
جهان که شادی آفرین بود
به چشم من غم آفرین شد
از آن شبی که بر نگشتی
تو رفتی و دلم غمین شد
قرین آه اتشین شد
از آن شبی که بر نگشتی
جهان که شادی آفرین بود
به چشم من غم آفرین شد
از آن شبی که بر نگشتی
از آن شبی که بر نگشتی

 


عناوین آخرین یادداشت ها

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید

نام کاربری